پنجشنبه، ۱۵ آبانماه ۱۳۸۲

اين شكل و قيافه جديد شار را دارم درست ميكنم . . . اگر نظرتون رو بهم برسونين . . دعاگويتان خواهم بود . . . حالا چگونه و با چي به اين شكل در اومده؛ بعدا مي نويسم . . .

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: تبلیغات
تعداد بازدید: 741 مرتبه - لینک ثابت - نظر مبارک (2 نظر)
شنبه، ۱۰ آبانماه ۱۳۸۲

درسته! حق با شماست! خشت اول عكس نيست! ايده و طرح و برنامه به عنوان قدم اول در هر برنامه تبليغاتي به شمار ميي رود ولي در مرحله اجرا، شروع به اجراي طرح در هر رسانه اي با عكس يا تصوير است و براي همين "عكاسي" سهم عمده اي در كيفيت نهايي يك برنامه تبليغاتي دارد.
New-Image.jpgدر ماه رمضان ديدن يك تصويري مثل اين مي تواند بسيار مهيج باشد ولي أيا تاثير مثبت دارد يا منفي؟
قصد دارم در هر رشته از تخصص هاي موثر در امر تبليغات، مجريان متفاوت را معرفي و أثارشان را بررسي كنم. ممنون دوستاني خواهم بود كه در اين كار مشاركت كنن.
أتليه عكس "لوركا" يك أتليه مجهز و تمام عيار است مديريت أقاي معصومي و سماواتي و (نفر سوم اسمش يادم رفته، بعدا اصلاح مي كنم) چهره اي متفاوت از آن ساخته و تاكنون براي مراكز و مشتريان عمده، سفارشات بزرگي هم انجام داده اند (خيلي گشتم ولي از سايت اينترنتي خبري نبود) ... براي پست بعدي نمونه عكس اين آتليه را درج خواهم كرد.

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: تبلیغات
تعداد بازدید: 727 مرتبه - لینک ثابت
پنجشنبه، ۱ آبانماه ۱۳۸۲

آگهي تلويزيوني جديد "سس مايونز ترانه" تو اين چند روز بناست پخش بشه. اگه دوستان كسي ديد و نظرش رو بنويسه ممنون ميشم! يك نسخه 11 ثانيه داره و سه نسخه 7 ثانيه.
شعر كاملش اينه:
طعمي كه در دهانه نامي كه بر زبانه
محبوب اهل خانه سس مايونز ترانه
در نسخه كامل شعر؛ همه خوانده ميشه و در 3 نسخه بعدي سه مصرع اول هر كدام به تنهايي و به همراه مصرع چهارم خوانده ميشه.
نظرتون برام مهمه!
سس مايونز "ترانه" توسط "شركت جام زرين فيروز" توليد و بسته بندي زيباي آن در كشور تايوان چاپ و توليد شده است. بسته بندي زيبا به همراه كيفيت خوب محصول؛ كمك كرده ما در تبليغ محصول راحت تر عمل كرده و با صرف هزينه كمتري؛ توليد كننده به اهداف خود دست پيدا كند.

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: تبلیغات
تعداد بازدید: 1313 مرتبه - لینک ثابت - نظر مبارک (9 نظر)
پنجشنبه، ۱ آبانماه ۱۳۸۲

نقل شده است كه مردي تاجر زعفران از مشهد به قصد تجارت و به سمت شيراز به راه مي افتد. صبح زود به همراه چارپايي راهي مي شود و تا شب راه مي رود. دم دماي غروب به كاروانسرايي نزديك مي شود "مردي خل وضع" را در بيرون كاروانسرا مي بيند كه مشغول بازي با سنگهاست. مرد خل با ديدن تاجر برمي خيزد و به سمت او مي رود و مي گويد: ديگر نمي تواني بيشتر به جلو بروي چون هوا تاريك مي شود و كاروانسراي ديگري در اين نزديكي نيست و بايستي شب را در اينجا اطراق كني.
مرد تاجر كه كمي هم خسته بود قصد ورود به كاروانسرا را مي كند كه مرد خل وضع هم من باب چاپلوسي افسار چارپا را مي گيرد و به سمت كاروانسرا حركت مي كند و با صداي بلند؛ شخصي كه وظيفه تيمار چارپايان را دارد صدا مي زند. وقتي مي خواهند اسب را به محل خود ببرند مرد تاجر از يك طرف خورجيني كه پشت چارپاست مقداري سنگ . كلوخ درشت در مي آورد و زمين مي گذارد و از سمت ديگر يك بسته كه به خوبي و با دقت بسته شده بيرون مي آورد. مرد خل وضع از ديدن سنگ ها متعجب است و مي پرسد اين سنگ و كلوخ براي جيست و چه چيز در اين بسته هست؟
مرد تاجر مي گويد كه اين بسته زعفران اعلاي قائنات است كه براي فروش به شيراز مي برد و سنگ ها و كلوخ را براي حفظ توازن طرف ديگر خورجين گذاشته است! مرد خل وضع مات و مبهوت مي گويد : خب! اين زعفران را نصف كن و هر كدام را در يك طرف بگذار! تاجر از اين حرف مرد خل وضع خوشش ميايد و به او مي گويد انعامش اين است كه شام مهمان او باشد. به هنگان خوردن شام "مرد خل وضع" از وضعيت راه و نكاتي كه در پيش است صحبت مي كند و به تاجر راهنمايي مي كند چگونه به سفرش ادامه دهد. مرد تاجر از او تشكر مي كند و سكه اي هم به مي دهد و مي خوابد.
مرد تاجر صبح موقع رفتن؛ دوباره زعفران را در يك طرف خورجين مي گذارد و سنگها و كلوخ ها را در طرف ديگر! مرد خل وضع كه در حياط خوابيده بود به جلو دويد كه اي مرد! به من انعام دادي و شام دادي كه من راهنمايي كردم چگونه بارت را به دو قسمت تقسيم كني ولي اينك دوباره به همان روش قبلي ادامه ميدي؟
تاجر با تاملي گفت: من خيلي به حرفات فكر كردم! تو خيلي باهوشي و با علم! از همه چيز خبر داري و آدم دنيا ديده اي هستي! ولي اين وضع و روزگار توست! در مقابل شما؛ من آدمي هستم كم عقل؛ كم دانش و بسيار پخمه و ساده! ولي با اين حال در شهر خود آدم بزرگي شمرده مي شوم در بازار اعتباري دارم و به ضمانت من زنداني آزاد مي شود و همه حرفم را قبول دارند! ميبينم كه اين حماقت من از باهوشي تو با بهره تر است! بهتر آن است كه هركدام كاري را كه بلديم انجام دهيم!

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: خارج از موضوع
تعداد بازدید: 1545 مرتبه - لینک ثابت - نظر مبارک (1 نظر)
پنجشنبه، ۱ آبانماه ۱۳۸۲

امروز (پنج شنبه اول آبان 1382) سمينار يك روزه مديران كانون هاي آگهي و تبليغات در تهران برگزار شد. من هم بيشتر به اميد ديدن دوستان و آشنايان و گپ زدن رفتم كه به اين هدف هم رسيدم.
محل اجراي سمينار در باشگاه ورزشي انقلاب بود و همزمان در سالنهاي مجاور؛ نمايشگاه راديولوژي برپا بود. از دم در ورودي تا سالن آكادمي المپيك قدم به قدم تابلو راهنما بود براي "نمايشگاه راديولوژي" و دريغ از نشانه اي از گردهم آيي مديران تبليغات كشور!!!!
خب از اين مقدمه مي شه نتيجه گرفت كه در عروسي پسر آشپزباشي؛ به احتمال قريب به يقين؛ آش شور خواهد شد.
با قاطعيت مي توان گفت كه اكثريت غالب شركتهاي تبليغاتي؛ هيچ نوع سفارش كاري را "رد" نمي كنن و از "آگهي در روزنامه" گرفته تا "آگهي در تلويزيون" و "برگزاري سمينار و نمايشگاه" را قبول سفارش مي كنند آن وقت براي يك سمينار كه تبليغات چي ها مي خواهند دور هم بنشينند؛ مثل مدارس ابتدايي؛ در سالني بزرگ تعدادي صندلي را رديف به رديف مي چينند و براي ارتقا سطح كار؛ دو سه دوربين و ويديو پروجكشن نصب مي كنند و كار تمام است! از اين انجمن صنفي و ستاد برگزاري چه انتظاري مي رود؟ آيا صنعت تبليغات مي تواند اميدوار به "حركتي رو به جلو" باشد؟ صنفي كه گفته ميشو گردش پولي سالانه در آن مبلغ 250 ميليارد تومان است!
راستي شما چقدر از اين گردش پولي را جذب مي كنيد؟
نكات قابل توجه:
سوال شد آيا كانون هاي آگهي و تبليغات مي توانند مجالس جشن و پايكوبي برگزار كنند؟ (پيدا كنيد شغل اصلي متقاضيان ) گفته شد: خير! اصلا همچين امري در قانون ديده نشده!
سوال شد ميزان عوارض دريافتي ارشاد از تابلوهاي بيلبرد چه قدر است؟ مجتبي آقايي مديركل ارشاد جواب دادند: ما تا حالا ريالي نگرفتيم تا بگييم چقدر بوده!! (پس اين همه مدت در قراردادهاي اجاره بيلبرد؛ مبلغ 20% بنام ارشاد؛ عوارض ميگيرند؛ كجا ميرود؟)
در مورد تبليغات اينترنتي گفتند (البته اينها توليد وب سايت را يك امر تبليغاتي مي دانند و منظورشان Banner نيست) بزودي آيين نامه اي در اين مورد تهيه و ابلاغ خواهد شد. فكر مي كنيد تا آن موقع نشاني از اينترنت خواهد ماند؟ چقدر لاك پشتي و با تاخير؟ مگه كمي تغيير در مقررات ساير رسانه براي تطبيق آن با مقتضيات رسانه جديد؛ زمان طولاني و بودجه اي عظيم مي طلبد؟
موقع ظهر؛ ناهار ورزشكاري هم دادند كه به تعداد چند برابر ظرفيت سالن؛ جمعيت بود و مثل رستوران "هاني" مدام از خورندگان ناهار خواسته مي شد كه سالن را ترك كنند.
اين بود انشا ي امروز .....

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: تبلیغات
تعداد بازدید: 731 مرتبه - لینک ثابت
چهارشنبه، ۳۰ مهرماه ۱۳۸۲

فكر مي كنيد براي چه انسانهاي اوليه كه در غارها زندگي مي كردند تصاوير حيوانات را بر ديوارهاي غار نقاشي ميكردند؟ به نظر من آنها مي تواند از اولين آگهي هايي باشد كه انسان براي بازار يابي رسم كرده است. اينها مي تواند تقدير از شكارچي باشد كه از سوي خانواده اش كشيده شده و يا يادآور عهد و پيماني كه زوجين در ابتداي ارتباط دوطرفه شان با هم قرارداده اند.
هر چه هست تنها آثار ماندگار از ساليان دور تاريخ انسانهاست و من آنها را در قالب رسانه تبليغات قرار ميدهم و فكر ميكنم تبليغات درست و صحيح يك كالا يا خدمات مي تواند سنگين تر از مضوع آن باشد و ماندگاري بيشتر داشته باشد.
در دوران كنوني هم برخي آثار تبليغاتي توليد شده، بيشتر از موضوع آن آگهي در خاطر مي ماند مثل نقشي كه ستارگان فوتبال و سينما در تبليغات به عهده مي گيرند.
(تكميلي: پخش اين آگهي كه بكهام شوت ميكرد به دروازه و تبليغ روغن موتور بود مثل اينكه قطع شده و از تلويزيون پخش نميشه!)
ضمنا از اظهار لطفهاي دوستان بسيار سپاسگذارم! دوستاني كه لينك هاشونو عوض كردن < عابر محترم> و "دوستاني که خانه نو را تبريک گفتن" از همه شون متشکرم.

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: تبلیغات
تعداد بازدید: 684 مرتبه - لینک ثابت - نظر مبارک (1 نظر)
یکشنبه، ۲۰ مهرماه ۱۳۸۲

متن نوشته به عنوان تست براي مطلب اول
اين چند كلمه بالا را دوستي نوشت كه براي يادگاري اون بالا نگهش مي دارم . . . .
ابر و ماه و خورشيد؛ دست بدست هم دادن تا بعد از يك سال و خورده اي خانه بدوشي از آپرويز تا blogspot و persianblog و blogsky به خانه خودم بيام . . .
در اين دوران طولاني؛ تجربه خوبي كسب كردم؛ راجع به همه چيز نوشتم (البته كم) و بيشتر خواندم و ياد گرفتم و خودم رو مديون جامعه سايبر مي دونم و لذا مي خواهم كمي هم در توليد مطلب فارسي قدم بردارم(البته جسارتا).
اكنون مي خواهم دانسته هاي حرفه اي خودم (در زمينه تبليغات) رو اينجا با تكنولوژي تركيب كنم و با كمي فلفل(نقد آثار تبليغي) و نمك (معرفي لينك هاي مربوط به تبليغات) تقديم كنم.
بيشتر مطالب من در اين روز نوشتارها؛ تبليغات خواهد بود با همه دسته بندي ها و زير و بم هايش. بنا ندارم عليه يا له كسي (جز خودم!) مطلب بنويسم و دوست دارم موضوعاتي كه اينجا عنوان مي كنم مورد استقبال دوستداران حرفه وسيع تبليغات قرار گيرد و به صورت بحث چند نفره ادامه داشته باشه...
به اميد روزهاي روشن تر و . . .
تيتراژ:
تشكرات مخصوص از برو بچ Persian tools بابت همه چيز از هاست تا ماست!!(منظورم آموزش و راه اندازي عملي و online)
البته خيلي وارد نيستم ... ياد بگيرم؛ لينك وبلاگ ها و سايتهاي خوب رو هم اين بغل مي گذارم . . .

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: شخصی
تعداد بازدید: 779 مرتبه - لینک ثابت - نظر مبارک (11 نظر)
بازار قزوین - من و توحید
جمعه، ۱۰ مهرماه ۱۳۹۴
ارومیه و لاله و توحید
دوشنبه، ۱۶ اردیبهشتماه ۱۳۹۲
بازار و کبابش
چهارشنبه، ۱۸ بهمنماه ۱۳۹۱
معنی کنید و جایزه بگیرید!
چهارشنبه، ۱۸ بهمنماه ۱۳۹۱
تعطیل می باشد.
چهارشنبه، ۱۸ بهمنماه ۱۳۹۱
  • لینک دوستان
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
  • تبلیغات
پایان نامه دانشگاه، مشاوره تحصیلی سایت مد ایران نیژه: کودکان با نیازهای ویژه سفرگو خاطرات سفر فروشگاه اینترنتی آتلیه عکاسی از نوزاد و کودک موسه امام هادی علیه السلام جامعه مجازی کودک و والدین فرهنگ نام فارسی
بازدیدهای امروز:
1,324 بازدید
بازدیدهای دیروز:
1,511 بازدید
کل بازدیدها:
3,330,375 بازدید
افراد آنلاین:
38 نفر
فید وبلاگ تماس با نویسنده
درباره نویسنده
تماس با نویسنده
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType