
نمی دونم حس نوشتن و ننوشتن چطوری ایجاد میشه فقط اینو میدونم که باید اینجا را گرد گیری کنم.
.....
امروز دفتر یکی از دوستان بودم و مشغول کار. یهو دیدم یک جوون با قیافه عجیب و غریبش اومد. توجهی نکردم و دوستان تعجب نمودند. پرسیدن ساسان رو نمی شناسی؟ گفتم نه! بالاخره جناب ساسی مانکن رو به من معرفی کردند. این هم تصویری از ایشون که دارند مذاکره می کنند برای . . . . (نمیشه نوشت مداکره چی!!! . . تجارت از این سوسول بازی ها نداره)
. . . .
این امریکائی ها عجب کارهایی می کنند. ندید بدیدها. یه دونه تلسکوب دارند به اسم هابل. حالی چی هست و چه کاری میکنه خبر ندارم. فقط اینو میدونم که برای آخری بار که خواستن تعمیرش کنند سر و صدا و غوغایی شدید راه انداختند.
چند تا عکس خوب از پرتاب شاتل ببینید. سایت بوستون همیشه چیزی برای دیدن داره. ببینید و. لدت ببرید
. . . .
فهمیدم چی شده. فیس بوک باعث رکود وبلاگهاست. جمعه درباره اش خواهم نوشت
خوب این همه اسمش رو شنیدیم الحمدالله چشممون به جمال ایشون هم روشن شد!
حالا کارش چی هست؟ مانکن؟ خواننده؟ هنرپیشه؟ یا که چی؟
زیارت قبول پرویز خان
manzuretro man nemifahmam, chera inghadr az in shakhe be un shakhe mishi
وبلاگ همینه . .. شاخه نداره که . .همه اش برگه نازک است