این بار که رفتم ارومیه، دیگه رسما هوا سرد شده بود. رسمی بودنش هم به این است که بخاری ها روشن شده بود. این سفر دو هفته پیش است که مجال نکردم در باره اش بنویسم و برای گردگیری وبلاگ هم که شده بایست می نوشتم. هر چند الان از کار 16 ساعت در روز توان باز نگهداشتن چشم هایم را ندارم.
به هر حال صبح که رسیدم رفتم سر قرار و کار و باری که داشتم.
چه خوبه آدم کارش یک جای خوش مزه باشه! اون هم نه هر روز. بلکه هر چند وقت یک بار. چه جایی خوشمزه تر از یک فست فود آن هم در شهری سرد با مردمانی خونگرم. شهر ارومیه.
دفعه قبل نتونسته بودم از ارومیه نقل و حلوا بخرم. صبح رفته بودم سر کار و شب که اومدم بیرون، حلوا پز ما خیلی وقت بود که خواب هفت پادشاه را داشت می دید.
حالا این بار از دو چیز متفاوت در ارومیه عکس گرفتم. یکی از پیتزائی که خوردم و یکی از حلوائی که خریدم.
فعلا در ادامه عکس های درست کردن پیتزا را ببینید. هر وقت هم دیدید اشتهای خوردن ندارید آدرس این صفحه را داشته باشید. دو باره بیاین ببین