با دوستی که فروشنده سخت افزار هست صحبت می کردیم. درمورد گارانتی و خدمات مطلوب برای مشتری. یک مثالی زد که برای ما خنده دار بود ولی برای ایشون یادآور یک مسئله که قبلا کلی فکرش را مشغول کرده بود.
می گفت که ما سیستم های رایانه رومیزی را به صورت گارانتی تعویض تا یکسال می فروشیم. چند وقت پیش یک آقایی، سیستمی که از نماینده ما خریده بود رو برداشته برده مغازه آقای نماینده و گفته لطفا اینو برام عوض کنید و یک نواش را بدهید.
پرسیدند چه اشکالی داره؟ گفتند هیچ اشکالی نداره ولی شما گارانتی تعویض دارید. حالا باید حتما ایراد داشته باشد؟ من دلم می خواهد که سیستم منو عوض کنید!
خلاصه ساعتها بحث و اصرار که سیستم منو عوض کنید والا شکایت می کنم!
حالا می خواست که برای این گارانتی مقررات بنویسد و جلو سواستفاده را بگیرد.
مشتریه باحال بوده . . نه؟
نمایشگاهی گروهی از عکس های نه عکاس ایرانی که سال گذشته در ایتالیا نمایشگاه داشتند با عنوان "یک تابستان ایتالیایی" از روز جمعه، 3 خرداد، ساعت 16 در گالری یاسمن افتتاح می شود.
در این نمایشگاه 35 عکس از ایتالیا، آلمان و فرانسه به نمایش در میآید.
سعیده اکبری، کاوه بغدادچی، سهراب حسینی، حامد خالقی، احمد خطیری، مریم سپهری، محمد رضا طهماسب پور ، حسین مسافری و عبدالنواب موسوی عکاسانی هستند که در این نمایشگاه عکس دارند.
علاقمندان میتوانند تا روز جمعه، 10 خرداد، هر روز از ساعت 16 تا 20 از این نمایشگاه دیدن کنند.
گالری یاسمن: خیابان پاسداران، نرسیده به برج سفید. خیابان اخوان (بوستان2)، خیابان بنی هاشم، روبه روی تالار ساقدوش، کوچه مجید جعفری (بوستان9)، پلاک 96، زنگ چهارم
ماجرای "چشم زخم" نامیدن شکست نادر شاه توسط کاتب را شنیده اید؟
اگر نشنیده اید بخونید تا حرف خودم را هم بزنم:
نادرشاه افشارپس از آنکه شاه طهماسب دوم رااز سلطنت خلع کرد پسرچند ماهه اش را به نام شاه عباس سوم بر تخت نشانیده وخود امور لشکری وکشوری را در دست گرفت . آن گاه به جنگ با عثمانیها شتافت و بغداد را محاصره کرد .درهمان احوال صد هزار سپاه عثمانی به فرماندهی توپال عثمان پاشا درمقابل لشکر ایران فرود آمد .
نادرشاه قسمتی از سپاه خود رابه محاصره بغداد گذاشت و خود با قسمت دیگر به لشکر توپال حمله برد ولی چون سپاه نادرخسته و معدود بود ودرمقابل قوای تازه نفس عثمانی تاب نیاورده متفرق و منهدم گردید .
همچنین لشکری که به محاصره بغداد اشتغال داشت در هم شکست . نادر پس از این شکست اجبارا عقب نشست و در همدان مستقر گردید ولی کمترین یاس ودلسردی به خود راه نداده نسبت به لشکریان باقی مانده کمال رافت ومهربانی را معمول داشت و به جمع آوری سپاه جدید همت گماشت .
ضمنا به میرزا مهدی خان منشی دستور داد جریان جنگ و شکست را مبسوطا به ایالات و ولایات وروسای قبایل و عشایر بنویسد و عده بخواهد . میرزا مهدی خان به اسلوب کتاب دوره شرحی با تعقید و اطناب و تصنع نگاشت و پس از تمجید و ستایش فراوان « از پیروزیهای ظفر نمون!» سپاه نادری چنین اشاره کرد که :« اندک چشم زخمی به قسمتی از سپاه سپهر دستگاه ...رسید »! وقتی که نوشته را به سمع نادر رسانید سردار نامدار ایران برآشفت و گفت :« این دروغها و مزخرفات چیست که به هم بافتی ؟ کدام اندک چشم زخم ؟ کدام پیروزی ظفرنمون؟ چرا حقیقت را نمی نویسی ؟ بنویس شکست خوردیم ، آن هم شکست سخت و فاحش . دمار از ما برآوردند » .
حالا سایت شار را چشم زخمی مختصر رسید. ناچار به ولایات نامه نوشتیم و بخش عمده ای از خسارات برطرف و لیکن مدتی این دفتر از چشم دور شده بود.
برای کوری چشم بد خواهان، بدجور خواهم ترکاند!!! داشته باشید این خط و این نشان را
آخ که چقدر در این یک هفته نامه از اقصی نقاط جهان دریافت کردم که بدلیل عدم دسترسی به وبلاگ این حقیر دچار افسردگی شده اند. نگران نباشید. بزودی زود میام
جبران می کنم