چهارشنبه، ۲۹ اسفندماه ۱۳۸۶

بالاخره سال تموم نشده، حاج محمود به قول خود وفا کرد و سهم بنده از نفت کشور را نقدا پرداخت کرد.
مبلغش مهم نیست مهم این است که این مبلغ پرداخت سد. حالامی خواهید بدانید وجه مزبور به صورت چک بانکی بود یا اسکناس، واریز به حساب بود یا چند تاسکه طلا، باید بگویم هیچ کدام. در ادامه نوشته نوشتم چی بود چقدر بود.
. . . .
یک کار کوچولو مونده بود که مجبور شدم برای انجام اون، امروز هم برم محل کار. خیابون خلوت بود و تاکسی ها خطی هم قطار بودند. من هم از حرص یک سال دنبال تاکسی ایستادن و عدم تحویل گرفته شدن از سوی این دوستان، تصمیم گرفتم با اتوبوس واحد طی طریق کنم.
چند دقیقه ای نگذشته بود که اتوبوس از راه رسید و رفتیم بالا! مثل آدم های با شخصیت (چون سابقا روی بدنه اتوبوس می نوشتند ندادن بلیط نشانه شخصیت آقا بده هست) آقای راننده از گرفتن بلیط اجتناب کرد و فرمودن امروز رایگانه! یک آقای محترم بالای 70 سال که در ردیف اول اتوبوس جلوس کرده بودند فرمودند پول نفتتون هست.
القصه این را نوشتم برای آقای رئیس جمهور و قصدم یکی تشکر بود بابت پول نفت (هر چند نتونستم بیارمش تو سفره شام خونه مون) و دیگری هم در حکم یک رسید رسمی و کتبی که بعدا وراث گرامی نروند سراغ وعده های انتخاباتی و قصد اخاذی داشته باشند.
آقا جان رسید. دست شما درد نکنه! حق و حقوق سهم النفت سال 1386 هجری شمسی تمام و کمال دریافت شد با یک عدد بلیط اتوبوس دویست ریالی!
شما چی؟ موفق شدید سهم النفت خودتون رو بگیرید؟

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: شخصی
تعداد بازدید: 10 مرتبه - لینک ثابت - نظر مبارک (6 نظر)
بخش نظرات - تعداد نظرات: 6 نظر

اقا یک بلیط فقط
سرت کلاه گذاشتن
محمود خان هر روز سر صبح خودش یک پیت نفت می‌اورد دم در خانه ما... خیلی زحمت کشید بنده خدا... با وجود مشغله زیاد... من هم انتظار نداشتم اصلاً...
اما فکر کنم شما چون از عناصر نفوذی دشمن بودید باشما زیاد حال نکرد. ایشون حرف نداره و این حرفها هم اصلا شایسته ایشون نیست. هر چی نباشه اون دیگه رئیس جمهور ماست

پول نفتتون رسید ؟ مبارکه به سلامتی انشا الله به خیر و خوشی مصرف کنید و حالش را ببرید ما هم منتظریم امروز و فردا باید برسه دیگه الیته تا پایان امسال باید بیشتر منتظر این خلاقیت ها باشیم هر چی نباشه سال نو آوری و شکوفایی هست.

سهم نفت ما را در آن زمان صمد نفتی می داد.

bebakhshid, font farsi nabood

teyye tarigh, sahmol-naft va az in dast vajegane arabi ra napasandidim. albate moshkele khodeman ast, midanim

بچه اهواز در تاریخ یکشنبه، ۴ فروردینماه ۱۳۸۷، ۸:۴۰ بعدازظهر نوشته است:

اوووووو آقا ما خوزستانی ها اشکمان جاری شد هنگامی که در یک اقدام ضدخوزستانی اعلام شد پول نفت رو قرار هست ببرند سر سفره همه مردم ایران.

جونم برات بگه همون شب که خبر رو شنیدم رفتم باغچه رو کندم تا بهش رسیدم، با اون چشم های تا به تا یه جوری نگاه من می کرد. چیزی که نگفت ولی من خودم فهمیدم چی می خواد بگه. با خون دل گفت یعنی دیگه من واسه خوزستانی ها تنها نیستم؟ قرار پخش بشم؟ دیگه شما خوزستانی نمی تونید لکسوس نکسوس بخرید؟ یعنی دیگه نمی تونید هتل 9 ستاره بسازید؟ یعنی دیگه نمی تونید هر شب 200 تا فیلم سینمایی نگاه کنید؟ یعنی دیگه نمی تونید هر شب بوقلمون و خاویار بخورید؟

من هم تمام نیرومم رو جمع کردم با آه جانگدازی گفتم " آ ر ه" دیگه نمی تونیم ...

بخش هایی بود از کتاب "مرغ همسایه غاز است، اگر نبود الان خوزستان بهشت بود" اثر ماری آنتوان چخماخ

در ضمن حضرت استاد اون دگمه "serach" را هم درست کن (ستون میانی، "جستجو با گوگل")

حالا مي بينيم همين شماهايي كه الان داريد شعار ميديد 1 سال ديگه به همين آدما راي ميديد به همين شهردار محترم و امثالهم... درود بر خاتمي كسي كه حداقل دروغ نگفت و مسكن از1 به 100 نرسيد

ثبت نظر شما
(اگر بار نخست است که می‌خواهید نظر خود را ثبت کنید، باید توجه داشته باشید که نظر شما پس از تایید مدیریت سایت، منتشر خواهد شد. از صبر شما سپاسگزاریم.)


  • موضوعات
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
  • تبلیغات
تبلیغات تبلیغات
بازدیدهای امروز:
572 بازدید
بازدیدهای دیروز:
913 بازدید
کل بازدیدها:
244,733 بازدید
افراد آنلاین:
21 نفر
فيد وبلاگ تماس با نويسنده
درباره نویسنده
تماس با نویسنده
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType