حدود سه ماه پیش بود که بعد از کش و قوس های زیاد، روی پروژه "خانه تجارت ایران" متمرکز شدم. در این سایت قرار است برای کسانی که در امر واردات و صادرات و ترانزیت از ایران فعالیت می کنند راهنمائی ارائه شود و نهایتا بتوانیم به سمت یک محفل بازرگانان جوان تبدیل کنیم. در این مدت، طرح فاز یک سایت آماده ورود اطلاعات شد و تا پایان سال را هم گذاشته ایم برای ورود اطلاعات پایه ای و اولیه به سایت و امیدوارم که بتوانیم در شروع سال جدید شمسی سایت را راه اندازی کنیم.
مهمترین بخش سایت که بیشترین انرژی را نیاز دارد "انجمن گفتگوی تجارت" است. این بخش به نظر خودم بیشترین فعالیت را نیاز دارد و البته کارآئی زیادی هم خواهد داشت.
مدتهاست که دارم کتابها و سایتهای مرتبط با امور بازرگانی را مطالعه می کنم و برخی جاها با کارشناسان امر گفتگو می کنم تا سایت بتواند با شناخت مناسب فضای موجود و نیازهای آن وارد عرصه شود.
دیروز یکی از از اون روزهائی بود که تجربه جدیدی را از سر گذراندم.
دوستی نیاز به خرید سکه طلا داشت و از من خواستند که از حراجی سکه بانک مرکزی از طریق بانک ملی در واحد بانک کارگشائی اقدام به خرید سکه بکنم. این حراج جهت تنظیم (شما بخوانید کاهش قیمت) سکه طلا صورت می گیرد.
جلسه بسیار جالب بود و مثل تماشای یک فیلم یا یک بازی فوتبال مهیج و جذاب بود و من هم قصد دارم گزارشی از این جلسه را که سه ساعت طول کشید اینجا بنویسم.
سکه ها به صورت بسته صد تایی (به جز سکه ویژه 2.5 که ده تائی عرضه می شد) و بر اساس قیمت پایه برای فروش اعلام می شد. قیمت پایه سکه تمام بهار آزادی (طرح تصویر امام) 216.720 تومان بود که بین 217.150 تا 217.500 فروخته شد (من تونستم 217.400 خرید کنم)
سکه ربع بازار بسیار شیرینی داشت. قیمت پایه 54.190 تومن بود که بین 58.000 تا 58.400 فروخته شد. سکه ربع بهار آزادی بیشتر طالب داشت و به همین نسبت هم بیشتر عرضه می شد.
مجری حراج بسیار مسلط بود و جالب اینکه اغلب خریداران را به نام می شناخت و موقع اعلام فروش قطعی می گفت مثلا آقای نصر اللهی مبلغ فلان. ضربه چکش و زنگ برنده شدن حراج هم دیجیتال بود و توسط پدال پائی مجری زده می شد. اکثر خریداران جوانانی بودند که نماینده طلافروشان و صرافان بازار تهران بودند که با گوشی موبایل مدیریت می شدند. به ندرت کاسبان اصلی شخصا حضور داشتند و همچنین جالب بود حضور خانمهای خریدار، که 3 تا 5 خانم در چند نوبت اقدام به خرید کردند.
روش خرید هم به این صورت است که برای هر بسته صد تایی سکه تمام بهار مبلغ سه میلیون تومان وبرای نیم سکه مبلغ دو میلیون تومان و برای ربع سکه مبلغ یک میلیون تومان ودیعه می گیرند که خریدار تا ظهر فردای حراج مهلت دارد بقیه مبلغ را به حساب بانک ریخته و سکه های خود را دریافت کند.
نکته جالب این جلسه، همهمه بسیار حضار، بذله گوئی و متلک پرانی شاگرد طلافروشان (که در قامت خریدار با جیبهای مملو از ایران چک در انتهای سالن حضور داشتند) بود.
نمایندگان نهادهای مختلف هم ناظر جلسه حراج بودند. مبلغ ودیعه باید با ایران چک یا چک مسافرتی بانک ملی پرداخت می شد.
محل حراج هم بانک کارگشائی واقع در خیابان مولوی نرسیده به میدان محمدیه (اعدام) است.
اینها را به این دلیل نوشتم که دیروز قبل از رفتن هرچی اینترنت را گشتم اطلاعاتی در این مورد پیدا نکردم و گفتم اینها را بنویسم اگر کسی در وب دنبال اون بگرده چیزی گیرش بیاد.
بین دوستان و مشتریانی که در این بیست سال اخیر باهاشون ارتباط داشتم، بدون شک خرمشهری ها را از خونگرم ترین و دوست داشتنی ترین افراد یافته ام. امروز تلفنی با یکی از خرمشهری های ساکن اصفهان صحبت می کردم و ایشون پیگیر سفارش کار خود بود، گفتم چه نشستی که یک آذری برای خرمشهری ها سایت ساخته! اول تعجب کرد و بعد که سایت رو دید قول داد کمک کنه برای تولید محتوی آن.
البته این سایت برای سفارش یک مشتری است ولی خوب بازار گرمی که هزینه نداره! داره؟
بهانه ای بود برای اینکه به این سایت در دست ساخت لینک بدهم و هفته بعد هم یک سفر کوتاه خواهم رفت خرمشهر که بیشتر در فضای شهر قرار بگیرم و انشالله تا قبل از عید سایت نهائی بشه.
خرمشهری های عزیز که مایل باشند به همکاری در سایت خودشون به من میل بزنند تا با مدیر سایت آشناشون کنم.
آخ چه عکس هائی . . در واقع باید گفت چه خوردنی هائی. توصیه می کنم اگر گرسنه هستید وارد سایت نشوید، معده تان تحریک می شود و اگر نتوانید جواب گو باشید، عصبی می شید.
می تونید شما هم تصاویر خوراکی هایتان را در این سایت قرار دهید. خیلی ساده است . .. ولی مهمتر اینکه ببینید . . .
تصاویری که در پی می آید نتیجه وبگردی چند روز اخیر است.
...........
اولی
چنان با آرامش دارند کار می کنند که انگار نه انگار وسط بحران هستند! عین ما! وقتی منتظر تاکسی کنار خیابون ایستاده ایم به این ارامش نمی رسیم . .چرا؟
