جمعه، ۲۸ اردیبهشتماه ۱۳۸۶

من اول عاشق شركتي مي‌شوم. بعد آن را ايجاد مي‌كنم و يا اينكه آن را مي‌خرم. مدتي روي كار شركت مطالعه مي‌كنم و براي آن برنامه مي‌نويسم. در نهايت آن را اصلاح ساختار مي‌كنم و بعد مي‌نشينم و نگاهش مي‌كنم . . . .
....................
يادم هست كه براي نخستين بار، من كارت بازرگاني‌ام را در سال 1355 گرفتم. در همان روزها به محضر پدرم رفتم و گفتم اگر اجازه مي‌فرماييد مي‌خواهم كار تجارت‌ام را آغاز كنم. از پدرم خواهش كردم 50هزار تومان به من قرض بدهد. با توجه به اينكه حقوق و مزاياي حضورم در شركت "پتروشيمي ايران – ژاپن" قابل توجه بود، به پدرم قول دادم، 50 هزار تومان را چند ماهه برگردانم. پدرم گفت، مي‌خواهي با 50هزار تومان چه كار كني؟ گفتم اگر اجازه بدهيد مي‌خواهم گشايش اعتبار كنم. ايشان هم قبول كردند و من معادل يك ميليون تومان گشايش اعتبار (LC) كردم.از اين گشايش اعتبار يك ميليون تومان كه با 50هزار تومان پول قرضي از پدرم صورت گرفت، چيزي حدود 200هزار تومان سود كردم.
...................
اين مصاحبه را محمد طاهر با آقاي رسول تقي گنجي انجام داده. از دست ندهيد.

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: مديريت کسب و کار
تعداد بازدید: 3 مرتبه - لینک ثابت
  • موضوعات
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
  • تبلیغات
تبلیغات تبلیغات
بازدیدهای امروز:
653 بازدید
بازدیدهای دیروز:
913 بازدید
کل بازدیدها:
244,814 بازدید
افراد آنلاین:
7 نفر
فيد وبلاگ تماس با نويسنده
درباره نویسنده
تماس با نویسنده
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType