چهارشنبه، ۱۷ آبانماه ۱۳۸۵

مثل اینکه این ماشین زمان افتاده سرازیری دنده را هم سنگین نکرده و داره با شتاب زیاد پیش میره.
خدا جون، اگر لطف کنی و یک کم سرعتش رو کم کنی. .ممنون می شوم. . .. همچنین اگر میشه یکی دو ساعت به شبانه روز اضافه کن . . . دیگه فرصتی برای بلاگ نویسی نمی مونه . . .
صبح که 7 صبح از خونه میای بیرون، کات، ساعت 10 شب که اس ام اس می رسه شیرکاکائو و نون یادت نره. یعنی تا 29 اسفند یک کله و بدون ترمز بیاد اینجوری بریم؟
. . . .
این روزها بشدت دچار بیماری مزمنی به نام "جلسه" شده ام. روزی چند تا و هر کدوم چند ساعته.
نتیجه اش را بزودی خواهم نوشت. همگی در مورد تبلیغات و اینترنت. این نوشته هم برای بازار گرمی بید!

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: شخصی
تعداد بازدید: 6 مرتبه - لینک ثابت - نظر مبارک (3 نظر)
بخش نظرات - تعداد نظرات: 3 نظر

تنها تسلی اينه که اگر عکس اين بود و از صبح تا شب مگس ميپرونديد هم چندان چيز جالبی نبود!

حاجی شمام تو کوزه احمدی نژادیسم افتادین که کارپلو میل می کنین...؟؟!!

سلام. عوضش يه نتيجه خوب داره كه بقيه شركتها بايد بياين و دستمال بگيرن زير لب و لوچشون :D

  • موضوعات
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
  • تبلیغات
تبلیغات تبلیغات
بازدیدهای امروز:
327 بازدید
بازدیدهای دیروز:
844 بازدید
کل بازدیدها:
243,575 بازدید
افراد آنلاین:
14 نفر
فيد وبلاگ تماس با نويسنده
درباره نویسنده
تماس با نویسنده
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType