آچار فرانسه
Blog
 گذشته ای که نگذشته هنوز!

war-3.jpgاون روزهای گرم و داغ، دوست داشتم که در موقع عمليات، فقط يک بوقچي نباشم (تبليغات در موقع عمليات مهمترين کارش مديريت بلندگوهايي بود که مارش رزم پخش مي کردند و البته من هم مشغول عکس و فیلم گرفتن و عضو آن تیم بوقی ) که بالاخره تونستم در عمليات والفجر 4 به عنوان تک تير انداز شرکت کنم . . . روزهاي سختي بود و تصورش براي جووناي امروزي، سخت و بعيد. . . . اين جا که سوار خودرو شدم تا بريم خط، همکاراي تبليغاتي رو ديدم . . . خب، خودم هم شکار شدم.
اصل اون اسلايد 135 ميليمتري بود و عکاسش هم نادر ملکي عزيز، که بعد از عمليات يک کپي عکس ازش گرفتم و در طول سالها، عکس رنگ باخته و من عمرم را . . . امروز که داشتم اين عکس و چند تا عکس ديگه اون موقع رو اسکن مي کردم، آرزو کردم هرگز آن روزهاي سياه و سخت تکرار نشه، روزهايي که در چشم بهم زدني، دوستهاي نزديکت براي هميشه خاموش مي شدند. . .
این یک پست تکراری هست. سال 83 نوشته بودم. یاد روزهای جنگ بودم . . سالگرد جنگه دیگه . . مگه میشه فراموشش کرد؟