آچار فرانسه
Blog
 معمای اول مرغ یا تخم مرغ حل شد!

پرده اول
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
پرده دوم
پدر به نزد بیل گیتس می رود.
پدر: جناب بیل! برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است.
پرده سوم
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم
پدر: اما این مرد جوان، داماد بیل گیتس است
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد و معامله به این ترتیب انجام می شود

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینی.
نتیجه اخلاقی تر: من نمیدانم منبع اصلی این نوشته کجاست ولی من این رو از اینجا دزدیده ام. مطالب خوب دیگری هم دارد.

نظرات (2)

اره جنگه ... هنوزم داره از سوت بیرحم سفیر خمپاره استواری دلم مرتعش میشه...کاش اونروزای سیاه - بقول شما - تکرار شه تا اونائی که این سالها کارشون سیاه کردن ملت بود و سواستفاده از ایثار نکرده , روسیاه تر شن...
بقول شاعر گفتنی : تاسیه روی شود هر که در او غش باشد.
اینروزا عمو شار هم - حتی - آنقدر سرش شلوغه که فرصت ارجینال نویسی از جنگ رو نداره!!!!
ای جنگ چه شد که قهر کردی؟؟؟

هیچی داداش ما فلا سکوت اختیار میکونیم

نظرخواهی برای این پست بسته شده!
Subscribe to Feed
پیام فرهنگی پیام بازرگانی وبلاگشهر فارسی آرشیو موضوعی