سه شنبه، ۳ مردادماه ۱۳۸۵

سفر خیلی لذت بخشه. حتی در گرمای اساسی خوزستان. از اینکه که در کشوری به بزرگی یک قاره کوچک زندگی می کنی، مباهات می کنی. هر گوشه از کشور یک قوم و طایفه هست و زبان فارسی فصل مشترک همه شان. اما از اینکه این رشد نیافتگی هم در همه جای کشور تعمیم پیدا کرده، دلت بدرد میاد و تاسف می خوری. کار بزرگی می خواهد که بتواند فرهنگ مردم این کشور را اصلاح و بروز کند. آیا آن روز فرا می رسد؟(احتمالا کار به ژن در مانی برسه) آیا من آن روز را خواهم دید؟ مردم با امید از خانه بیرون بیایند، نگران تردد در خیابان و حتی پیاده رو نباشد. مردد بین رفتن از وطن و ماندن نباشد. امنیت شغلی، غذایی، تفکر و بیان برای همه مهیا باشد. . . . امید که چنین باد. . . امید، برای زندگی یک انگیزه قوی است.

نسخه قابل چاپ - ارسال شده در بخش: شخصی
تعداد بازدید: 7 مرتبه - لینک ثابت
  • موضوعات
  • آرشیو ماهانه
برای دیدن آرشیو ماهانه اینجا را کلیک کنید.
  • تبلیغات
تبلیغات تبلیغات
بازدیدهای امروز:
802 بازدید
بازدیدهای دیروز:
913 بازدید
کل بازدیدها:
244,963 بازدید
افراد آنلاین:
9 نفر
فيد وبلاگ تماس با نويسنده
درباره نویسنده
تماس با نویسنده
طراحی سایت: استادیو شار
قدرت گرفته از MovableType