آچار فرانسه
Blog
 مديريت از نوع سنتي

علماي علم مديريت، تقسيم بندي هاي متعددي را در شيوه هاي مديريت قلمي فرموده اند. البته ما (ما همان من خودمان است از ترس اينکه شيطان نشوم نوشتم ما!) عددي نيستيم که بتوانيم يک دسته بندي جديد ارائه کنيم، ولي جسارتا تجربيات خود براي اطلاع ابنا بشر در قرون آتي در اين محل به رشته تحرير در مي آورم.
تيتر دسته هاي مختلف در تجربيات مديريتي:
* مديريت آجري
* مديريت آفتابه اي
* مديريت پادگاني
* مديريت تسبيحي
* مديريت داش مشتي
* مديريت دگمه اي

ajor.jpg در مديريت آجري، زير دست بايد سرش به کار خودش باشد. هيچ نپرسد و کارش را انجام دهد ولو بيهوده به نظر آيد. توجيه مدير در اين روش اين است که شما مزدتان را مي گيريد، چه کار به هدف ها مديريت داره؟ مثلا شهرداري مياد بعد مطالعات کارشناسانه، باند مخصوص دوچرخه سواري براي دانشجويان درست مي کند، بعد از مدتي و کار کارشناسي مجدد، همه آثار طرح را نابود مي کنند. هر دو به دستور يک سازمان.
. . .
wcmanag.jpgجوونها يادشون نمياد، ولي در تاريخ ثبت است که در مسجد شاه تهران، يک مدير مستراحي بوده که آفتابه هاي رنگ وارنگ را پر آب مي کرد و هر کس براي رفع حاجت مراجعه مي کرد با نظر ايشان آفتابه اي را بر ميداشت . . . روزي روزگاري جواني سربه هوا آفتابه اي را بدون توجه به نظر مديريت بر ميدارد، مدير مربوطه بانگ ميزند: "اون رو بگذار سر جاش، آفتابه سبز را بردار" جوان که مات مانده بود اين آفتابه ها چه فرقي دارند و غرق تفکر بود با صداي عاقله مردي دريافت که اينجا صاحاب داره، بدون نظر ايشون نمي شه آفتابه برداشت! شهر هرت نيست که! اين سبک اداره کردن سازمان واضح و بديهي است و بي نياز از توضيح!
. . . .
mil-manage.jpgمديريت پادگاني معادل روش آجري هست با اين تفاوت که همه دستورات بدون فوت وقت و بدون چون و چرا بايد اجرا شود. اينجا ديگر نياز به کار کارشناسي نيست، وقتي مي گويند تغيير ساعت لازم نيست، يعني لازم نيست. سود تسهيلات بانکها بايد پائين بيايد، بايد بيايد. چرا بايد پول خرج کار تحقيقات بشود؟ دستور، دستور است.
. . .
برخي مديران آنقدر دلشان براي کار و مسئوليت اداري شان مي سوزد که بدون ارتباط با ماورا الطبيعه قدم از قدم بر نمي دارند. در اين تکنولوژي مديريتي، تسبيح، فال حافظ و يا موارد مشابه عامل اصلي تصميم گيري است. اين نوع مديريت، در ظاهر و به وضوح از تکنيک هاي کاربري خود اطلاعاتي بروز نمي دهند و فقط وقتي کاري در حال نهايي شدن هست و ناگهان کات مي شود، ميتوان حدس زد که از اين روش بهره گرفته شده است.
. . .
تربيت مدير در نحوه مديريت موثر است. کسي که در چلوکبابي ابوي، کارآموزي مديريتي ديده است، پاشنه کفش هاي ورني اش هميشه خوابيده بوده، در هنگام اداره سازمان هم با مرام و منش "لوطي گري" کار مي کند. البته تکنيک "مرام مداري" برخي مواقع به "تحزب" هم معني شده است. البته اين نسخه بگير و نگير دارد. برخي مواقع براي طرف آمد دارد و بعضي وقتها، ناکارآمد است.
. . . .
داستان شخصي که دکمه اي پيدا کرده بود و رفت براي آن پالتو سفارش داد را حتما شنيده ايد؟ در اين روش مديريتي، بيکاري باجناق يا پسرخاله، همانند يک دگمه طلاي يافت شده است. به هر نحو بايد در چارت سازماني برايش جايگاهي دست و پا کرد. به صورت خلاصه شعار اين تکنيک اين است: "اداره و سيستم و چارت فداي يک تار موي آشنا!". معمولا اين نانهاي قرض داده شده، بي جواب نيست. براي دوران بازنشستگي بايد فکري کرد.
. . . .
بقيه تکنيکها را کامنت بگذاريد تا در ادامه مطلب، اضافه کنم.

نظرات (5)

دست شما درد نكند
جالب بود
فعلا مديريت اتوبوسي را علي الحساب هم داشته باشيد تا بعد ببينيم چي پيش مي آيد

سلام.
غیر از دسته بندی که ارائه فرمودین من یه چیز جالب امروز دیدم.
مجموعه ای از کاملترین میزهای مدیریت
ما مدیریت هامون مشکل میز دارنو تا زمانی که میزشون کامل نباشه مدیریتشون نمی آد.

مدیریت ما آخرشیم. تو این روش اونهایی که مدیر نیستن هر غلطی دلشون میخواد میکنن و آخر سر یه رزومه کاری با کادو پیچی قشنگ به جناب مدیری که هیچی از اون کار سر در نمیاره تحویل میدن و بعدا جناب آقای مدیر اونها رو خلاصه وار به شکل آمار، مانند: گسترش خطوط نمی دونم چی چی بیش از 18000 درصد نسبت به قبل از انقلاب افزایش یافته و امثالهم ارائه میکنه.

مدیریت جون مادرت. این روش مشابه لوطی گری میمونه فقط مدیر موضع پایین تری داره و کار رو هر جوری که هست میخواد تحویل بده. کارها با کمک کلیه افراد داخل چارت سازمانی و خارج چارت سازمانی به شنیع ترین شکل ممکن انجام میشه . تو این متد ریش برای گرو گداشتن. لبهای قلوه ای برای ماچ کردن صورت اینو و اون و برای اونهایی که هیچ جور راه نمیان دستمال یزدی مورد استفاده قرار میگیره.

مدیریت بر طبق اصل صفرم مدیریت دولتی: یه اصل مهمی است که میگه مدیر دولتی تولید نمیشه، از بین هم نمیره فقط از جایی به جای منتقل میشه . در این نوع مدیریت هر گلی زدی به سر حودت زدی.

مدیریت بمیر و بدم. تو این روش جناب مدیر یه خرده سرش به تنش میارزه اما جایی گذاشتنش به هیچ آدمی حتی آبدارچی نمیتونه بگه بالای چشت آبروئه چون فردا صبحش با هیات مدیره مواجه میشه. درنتیجه از تمام عزیزان درخواست میکنه هر کاری میتونن به هر شکلی دلشون میخواد انجام بدن.

مدیریت زن بابایی. تو این روش به محض اینکه حکم مدیریت گرفته شد با آدمهای ناراضی سیستم قبلی یه باند تشکیل میشه و تلاش میشه که آدمهای راضی سیستم قبلی به آدمهای ناراضی سیستم فعلی تبدیل بشن و خودشون راهشونو بگیرن برن پی کارشون .

مدیریت کوچه علی چپ. رشوه بگیر، زمین بخور، از رانت استفاده بکن، از مزایا منشی و امثالهم بهره ببر اما سعی کن یه ببو گلابی مضحک به نظر برسی.

مدیریت بحران. در این روش سعی میشه همیشه شرایط بحرانی به نظر برسه تا بشه حقوق و مزایا رو نداد و ننه من غریبم بازی دراوورد. رزمایش و شکست خوردن از دشمن فرضی هم لازمه .

مدیریت چالشها و فرازشها . اون دسته مدیرانی که تازه فارغ التحصیل شدن و به کمک باباجون به جایی رسیدن که بیست سال تجربه میخواد صبح تا شب پشت درهای بسته خودشون با خوشون جلسه میذارن و هیچ کس رو راه نمیدن تا یه وقت کسی نبینه ریششون هنوز درنیومده و تمام مدت کتابها و متدهای مدیریتی تویوتا و میکروسافت رو مطالعه میکنن تا بتونن کیفیتهای سازمانی رو ارتقا بدن مامان اینا.

سلام آچار فرانسه

از خوندن مطالب مدیریتی ات لذت بردم. یه جور مدیرت هم است که با کمی عرض پوزش و ببخشید و ... می گویم.

عنوان مدیریت: کیرم کمر

در این نوع مدیریت فرد وقتی وارد سازمان شد باید هر کاری که به او محول می شود انجام دهد. حتی اگر گفته شد اقای مدیر چهار شبی خانم شما را جهت هم خوابگی نیاز دارد تو بون هیچ پرسی باید دستور داده شده را انجام دهی . به این معنی که تو در واقع بالای کوهی ایستاده ای و یا بیاید دستور را انجام دهی که جان سالم بدر می بری و از کوه پر نمی شوی . اگر هم نافرمانی کردی باید کیر مدیر را نوش جان بفرمایید.

ببخشید که از الفاظ رکیک در تشریح این نوع مدیرت استفاده بردم.

کمر: به لهجه ی بخشی از جنوب به معنی پرتگاه است

ضمن عرض سلام و تشکر از اطلاعاتتون به نظر من نوعی مدیریت هم وجود دارد که از کلیه افراد کارکن به عنوان پله نردبان ترقی استفاده می کنند.

نظرخواهی برای این پست بسته شده!
Subscribe to Feed
پیام فرهنگی پیام بازرگانی وبلاگشهر فارسی آرشیو موضوعی