راستش عيد رو نرفتم جايي، خلقم تنگ شده بود، آخر هفته گذشته رو رفتم خوي و سلماس و . . . حسابي هم خوش گذشت آمما اونقدر کارهام عقب افتاد که فعل وبلاگنويسي فراموشم شد.
اين را نوشتم که يواش يواش نوشتنم بياد . . چه کنم که بعضا فرموده اند که اگر چيز دندون گيري نداريد ننويسيد. خب اونوقت که بايد تعطيل کنم براي هميشه . .
. . . .
فعلا براي اينکه لال از دنيا نروم يک لينک بدم . . . آفتابه چقدر مهم هست؟ از نقش آفتابه غافل نشويد.
آقا مسافرت خوش گذشت؟ به سلامتی کجا رفتید؟
بزار اعتراف کنم که همیشه وبلاگت رو میخونم ولی کامنتی نمینویسم.
تا امروز که خیلی از مطالب وبلاگت استفاده کردم و اینجا یکی از جاهایی هست همیشه یه سر بهش میزنم...
آقا الان شما کجایی؟ سلماس و خوی اومدی!
مهندس جان من ماکو زندگی می کنم و اگه روزی خبردار بشم که میخوای بیای ماکو خیلی خوشحال میشم و مطمئن باش که استقبال خوبی ازت می کنم.
خیلی مشتاق دیدارت هستم.
دوستی که نمیشناسی ولی دوستت داره؛
ایمان