هفته گذشته با دوستي در مورد کسب و کار اينترنتي صحبت مي کرديم. موضوع بحث اين بود که چرا دات کامهايي که براي پول در آوردن ايجاد مي شوند در اين راه ناموفق هستند؟ منظورمان عدم توفيق در محدوده کشورمان بود البته.
چرا امروز در غرب، مردم وارد سايتي مي شوند، رمز حسابهاي بانکي خود را وارد سيستمهاي اينترنتي مي کنند و پيتزا سفارش مي دهند، بليط هواپيما رزرو مي کنند و يا در يک برنامه جمع آوري اعانه کمک مي کنند؟
مهمترين دليل همهگير شدن اين عمل در مقدمات آن نهفته است. فروشنده امريکايي صد سال پيش به فکر رقابت بود. تبليغات را شناخته و تجربه کرده بود. مي دانست که براي تاثير تبليغات بايد علاوه بر کيفيت محصول يا خدمات، سرويس مشتري پسندي هم ارائه کند. لذا فروشگاهها خدمات فروش غير حضوري را صد سال پيش تجربه کردند. کاتالوگ چاپ کردند و با توزيع رايگان آن بين مشتريان احتمالي، کالا و خدمات فروختند. قطعا آنها هم در گامهاي اول، روزهاي سختي گذراندند، ولي با رشد صنعت، بالارفتن کيفيت محصولات، بهره گرفتن از رسانه هاي جديد که جذابيتي بيشتر نيز داشتند، روش خريد غير حضوري را تجربه کردند.
با گسترش تلويزيون، شبکه هاي تلويزيوني (Commercial TV) تجاري ايجاد شدند که خدمات اطلاع رساني و فروش مناسبتري ارائه مي دادند. در آن زمان کليه وجوه معاملات، بروش سنتي عمل مي شد. به صورت نقد يا چک به هنگان تحويل کالا. با ارتقاء ابزارهاي اطلاع رساني، خصوصا ورود اينترنت، نرخ رشد خريد غير حضوري بيشتر شده است. مردم معني و مفهوم خريد بدون ديدن کالا و فروختن بدون شمردن اسکناس را تجربه کرده بودند. نهادهاي دولتي و غير دولتي بوجود امده بودند که از حقوق خريداران به روشهاي غير حضوري حمايت مي کردند. قانون درست و مجريان قاطع. اعتماد به قول و قرار و وعده و امضا.
ما در اين قافله در کجاي کار هستيم؟ بر پايه کدام فرهنگ خريد، بايد فروش اينترنتي داشته باشيم؟ اگر همين امروز شما از دستگاههاي خودپرداز سيستم رسمي و دولتي بانکها به مشکل بربخوريد(اختلاف در پرداخت يا گيرکردن کارت در سيستم ويا هر علت ديگر) شما بزودي زود نمي توانيد به حق از دست داده خود برسيد و قطعا کسي از شما معذرت نخواهد خواست. بايد روزها برويد و پيگيري کنيد تا بعد از مدتي طولاني، آن بيست هزارتوماني که به شما کم داده اند را مجددا بپردازند.
ما براي فروش غير حضوري، فاقد فرهنگ لازم هستيم. ما هنوز فرهنگ خريد از راه دور و تحويل درب منزل را تجربه همگاني نکرده ايم. پس خيلي بهانه نگيريم که اگر پول الکترونيک در ايران راه بيافتاد، خريد و فروش اينترنتي، رونق مي گيرد، خير . . از اين خبرها نيست . . . تا زحمت نکشيم، تا عادت نکنيم، نتيجه نمي گيريم. راه درازي در پيش داريم!
در خاتمه جلسه تصميم گرفتيم که در يک فروش غير حضوري سرمايه گذاري کنيم! به اين ميگن، تحقيق، بررسي و تصميم گيري بر خلاف نتيجه آن!!!!!
salam
ey agha shom ham delet khoshe ha ....yeki mimord ze darde bi navayee yeki migoft khanoom zardak mikhaahy ?!!!!! lol
ma irania akhe kojaye karamoon doroste baradare man ke in yekish dorost bashe .....ma ha faghat ta noke damaghemono mibinim va bass ....vali dar har soorat movafagh bashid
:-)
لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسی بنویسید
he he
in yeki ro sharmande
:-)
همهاش جالب و صحيح بود و مشغول کله جنبوندن به نشونهء تأييد بودم... اما به آخرش که رسيدم حسابی چرتم پاره شد!
کاملا منطقی بود .
همونطور که خودتون هم فرمودید مشکل عدم وجود پول الکترونیکی نیست،
چرا که راهکارهایی از قبیل واریز بانکی، پرداخت بعد از تحویل و ... از ابتدا وجود داشتند، مشکل جا افتادن فرهنگ یک صنعت، خدمت یا هرچیزی که اسمش را بذاریم هست.
فکر کنم اینم زیر سر خرزو خانه ... نه؟؟؟
نظر محترم ما در مورد مطلب شما نیست. نظر محترم من در مورد این است که پرویز جان چرا تکه می اندازید با این رفیق تان. آخه عمو جون خودت رفتی بچه تهران شدی من نن نه ایشون وار. بونا باخ....
در ابتدا بايد گفت اين افراد به سرمايه که از اين راه بدست مياورند فکر ميکنند ولي اطلاعاتشون در زمينه کارناقص است کسي ميتواند در کارش موفق باشد که بتواند به تمامي سوالات و نيازهاي مشتريان خود در اولين فرصت ممکنه پاسخ دهد و کارش را جدي بگيره ، به کارش ايمان داشته باشه و هيچوقت بزرگترين سرمايه ( زمان) را از دست ندهد .
سلام عمو شار عزیز
در گیری باعث میشه کم سراغتون رو بگیرم معذرت
آقا شما هم که لینک ما رو جا انداختید تو وبلاگتون ...