آچار فرانسه
Blog
 يلدا، سفر و عذر تقصير

یلدایی که گذشت
بچه که بوديم شب يلدا (که به شب چله معروف بود) شب پشمک‌خوران بود. حلواي حسين مظلوم اروميه و باسلق مراغه. با توجه به سرماي آذربايجان، هندوانه خيلي مهم نبود.
شب چله مثل چارشنبه سوري، شب پرشوري بود. شبي که براي دختران تازه نامزد کرده، مثل شب عيد مي موند و منتظر خوان‌چه ويژه بودند. برادر بزرگها براي خواهرها، چله‌اي مي گرفتند. از پتو بگير تا انواع کادوئي . . . . الان شب یلدا داره تبدیل می‌شه به یک مناسبت عید مانند. تا حالا نشنیده بودم رسیدن شب یلدا را تبریک بگویند. . . احتمالا چیزهای دیگری هم خواهیم شنید که تاکنون نشنیده‌ایم.
. . . . .
سفر و مخاطرات آن
با توجه به کاری که قبول کرده‌ام سفر زیاد میرم. وقتی با هواپیما میروم، نگران هستم. هرچند نرخ ریسک هواپیما حتی در ایران در مقایسه با سفر جاده‌ای خیلی پائین است ولی دلشوره نمی‌زاره از پرواز لذت برد. وقتی از جاده می روید، خطرات از نوع دیگری است. هیچ به راننده های حرفه ای توجه کرده اید؟ منظورم رانندگان اتوبوس و کامیون است. اگر بدانید که این تریلی های نفت‌کش، درحال حمل بنزیل یا گازوئیل هستند، و بدانید که چه خطر بزرگی هستند، چند روز پیش که رفته بودم مرز خسروی، پشت درب خروج، حدود 500 تانکر پر از بنزین و گازوئیل منتظر خروج از مرز بودند. گفتم الان منتظر یک کبریت است . . . آما دیدم رانندگان محترم دارند کباب درست می کنند. لابد عادت کرده اند. کنار تانکر بنزین کباب درست کردن جگر پلنگ می خواهد. . .خلاصه در جاده هم مواظب تانکر های حمل سوخت باشید. چسبیده به آنها حرکت نکنید. خصوصا با توجه به کمبود تانکر، همه رقم تانکر های سالم و ناسالم دارند سوخت می برند چه برای مصارف داخلی و چه برای ترانزیت. . . . ای کاش می شد گوگل راهی برای سفر پیدا کنه که از طریق اینترنت برویم به سفر (البته سفر واقعی بدون جاده و هوا) . . .
. . . .
عذر تقصیر
زماني بود که فکر مي‌کردم اگر اينترنت پر سرعت داشته باشم، هر روز دو نوبت خواهم نوشت، آما ساده انگاري بود وليک افتاد مشکلها . . اينترنت پرسرعت (وايرلس) هم آمد روی ميز (هرچند خيلي هم پر سرعت نيست) نت بوک هم از دوش آويزان شد ولي وبلاگ‌نويسي به جوش نيومد که نيومد! همچنان ميلهاي جواب نداده روي هم انباشته شد. . . . .
نمي دونم که ديگه چي بايد داشته باشم تا نوشتن سهل شود . . .
آهان! . . بايد زندگي کرد . . .

نظرات (3)

باسلام
عرض شود که بنده نیز از این نفت کش ها میترسم
کمااینکه چند سال پیش هم در رشت اتفاق ناگواری افتاد.......بله.....پین تانکر پشت کامیون دررفت و........ شب یلدای شما هم مبارک

درود به آقاي زاهد عزيز
به کارهاتون برسيد کسي از دستتون ناراحت نمي شه . ميدونيم که سرتون شلوغه و ...
ولي بايد رندگي کرد .
راستي توحيد هم کارش درسته ها ....

سلام
سلام

مطلب مهمي را عنوان كردين ـ تانكرها ـ همينها بودند كه فاجعه نصرت اباد رو بوجود اوردن

۵ اتوبوس با مسافرانشون سوختن ۰

من هم به واسطه كارم نياز به سفرهاي زيادي دارم وليكن مطلب مهمي را عنوان كردين

نظرخواهی برای این پست بسته شده!
Subscribe to Feed
پیام فرهنگی پیام بازرگانی وبلاگشهر فارسی آرشیو موضوعی