آچار فرانسه
Blog
 يکي بود، يکي نبود

زير آسمان اين شهر، هميشه مي شود منتظر خبرهاي بد بود. عادت کرده ايم. خبر سقوط هواپیما را که شنيدم، به دوستي که بيشتر کارهاي تصویری ارتش را توليد مي کرد زنگ زدم، نگرانش بودم، تا گوشي را برداشت مطمئن شدم تو هواپيما نبوده. تا گفتم خبر جديد رو شنيدي ايرج؟ گفت: چند نفر مردن؟ داشت پيش دستي مي کرد، خبر نداشت، تا خبر را گفتم آه از نهادش بلند شد. سردار واعظي از دوستانش بود که در هواپيما بود. واعظي هشت سال پيش که سرهنگ بود سفارش ساخت کليپ به ما داده بود و سلام و عليکي داشتيم. مرد محترمي بود. . . . حالا دنبال مشخصات اين اسم مي گردم: ميرزائي مستند ساز، کسي از اسم کوچک او خبر داره؟ دوستی قدیمی دارم که هم دانشکده هم بودیم . . احمد جان میرزائی . . که اتفاقا مستند ساز است . . . وای خدای من . . . . .

نظرات (4)

و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس ..

salam.vaghean ghame bozorgi bod.ishala rohe hamashon shad bashe.movafagh bashi

اناءلاه و اناء اليه راجعون.
حادثه ی سقوط هواپيما خیلی تلخ بود. چون جمعي از هموطنانمون به شهادت رسيدن انشاءالله با شهداي کربلا محشور بشن.

salam kheli webloge zibaee darin tabrik migam montazere up badi hastam movaffagh bashin

نظرخواهی برای این پست بسته شده!
Subscribe to Feed
web-abc.jpg

web-abc.jpg

پیام فرهنگی پیام بازرگانی وبلاگشهر فارسی آرشیو موضوعی