
گفتم: شوهر نداري؟
گفت: چرا. اونم يه بيغيرتيه مثل بقيه مردا. تشويقم ميكنه وقتي اين پولارو ميبرم خونه.
گفتم: نميترسي يه وقت بلايي سرت بياد؟
"آناهيتاي شرقي" يکي از قصه هاي کتاب مجموعه داستانهای کوتاه"غيرقابل چاپ" از "سيد مهدی شجاعي" است. عنوان قصه هاي کتاب: شبيه يک هنرپيشه، آناهيتای شرقی، من به يک ليلی محتاجم، چشم در برابر چشم، لباس خواب صورتی، راه چهارم_تلخ تر از زهر، هميشه پای يک زن در ميان است، خبر مرگ و غير قابل چاپ، می باشد.
سايت بازتاب متن کامل قصه "آناهيتاي شرقي" را درج کرده است.
اطلاعات زیباییه . موفق باشی
منظور اطلاعاتتونه که جالب بود . نه مورد اشاره تون. ببخشین . موردی که اشاره کردین واقعا فاجعه آمیزه گرچه همه جا از این اتفاقات به نوعی هست چراشو خدا میدونه
سلام مهربان . با عرض معذرت از شما و دوستان گلم که با نظراتشون مرا مفتخر میکردن با اجازه فعلا پستوهایم را اینطوری میگردم . قربان مهر تون . ایمیلم خدمتتون هست . آقایی فرمودی فینگلیش بنویس . بازم بخششتون منظوره
سلام سال نو مبارک. مسابقه وبلاگ برتر فایده نداره.دوستان با دادن چند مگ هاست و ثبت دومین خیلی راحت رای میگیرن البته کافی نت هم پارسال خیلی هارو شرمنده کرد.