
شايسته سالاري قطعا از دوران غارها شروع شده، نه از زمان هابيل و قابيل که خود را براي همسري زن زيبا شايسته مي دانستند و باعث اولين جنگ روي زمين شد! اين امر مهم در مديريت، يک کشته هم از بين رئيس جمهورهاي امريکا داده است.
در سال 1880 "گارفیلد" در انتخابات به ریاست جمهوری آمریکا رسید. مدعیان حزبی بسیاری دور او را گرفتند و به نام این که در انتخاب او کمک های شایانی کرده اند، حق مسلم خود دانستند تا تصدی شغلهای مهم و نان و آبداری را برای خود طلب کنند. گارفیلد، به شدت با این درخواست ها مخالفت کرده و گفت ارجاع شغل می باید بر پایه تخصص و شایستگی باشد. این رودررویی ها سرانجام موجب شد که یکی از مدعیان سرخورده، رییس جمهور را با شلیک چند گلوله در دفتر کارش به قتل برساند.(1881/م)
بعد چي شد؟ اون پائين نوشتم!!!
پس از این واقعه، بی درنگ، قانونی که بیش تر براساس شیوه های استخدامی معمول در انگلستان بود با این ویژگی ها تدوین شده و به تصویب قوه مقننه رسید:
1-شغل هایی که بیشتر در دست طرفداران حزب حاکم و برنده در انتخابات بود و گروهی بدون داشتن مسئولیت و وظیفه ای خاص در مقابل مردم و دولت، مثل گوشت قربانی آنها را میان خود تقسیم می کردند، از دست ایشان خارج شد و به دست سازمانی مسئول و تابع دولت سپرده شد.
2-انتخاب، بر پایه آزمایش داوطلبان و گزینش بهترین ها برای تصدی شغل ها در آمد.
3-پس از آزمایش و گزینش ،گذرانیدن دوره کارآموزی، از شرط های حتمی و قبلی استخدام در دولت شد.
4-برای کارمندان معلول و ناتوان و سانحه دیده ناشی از خدمات دولتی، امتیازهای بسیاری در نظر گرفته شد.
5-عضویت در حزب، دیگر شرط استخدام نبود.
6-اعطای شغلهای دولتی به صورت پاداش و ناز شست (باج سبیل)، در فعالیتهای سیاسی ممنوع شد.
7-به اداره ها اجازه داده شد که همه ساله با یک بررسی جامع، شرایط کار و وضعیت کارکنان و نیازهای دولت را در تامین افراد لایق تهیه کرده و تقدیم رئیس جمهوری بدارند. تا پس از تصویب کنگره به صورت قانون در آید.
8-اجرای این قانون ابتدا در وزارت پست و تلگراف و گمرک فدرال به مورد اجرا در آمد. در سال 1930 لایحه اصلاحیه بهبود اداره امور استخدامی تصویب شدو در سال 1952 ، نظام پیش رفته و کامل شایسته سالاری به مرحله عمل در آمد و با گنجانیده شدن آن در متن قانون اساسی ، دولت مجاز و مکلف گردید که با پیروی از روش انتخاب بر پایه شایستگی ، نیروی انسانی لازم را جذب کند.