اين بار جلسه کمي متفاوت تر بود، سخنراني در کار نبود، رودکي عزيز شروع کرد و بحث را، همه حاضران پي گيري کردند. درسته که شايد برخي از حاضران که مدير سايت بودند، به اميد نتيجه روشن و مشخص شيوه جذب آگهي به اين جلسه پا گذاشته بودند ولي واضحه که نميشه با دو نشست، به آگهي برسيم . . . ولي در مجموع به روشن شدن سختي کار کمک کرد . . .
نکته برجسته جلسه، درک نياز به آماده سازي فرهنگي يا به عبارتي بستر سازي براي اين حرکت بود. صاحبان سايتها بايستي اميدوارانه کار خود را ادامه بدهند، همچنان به ارتقاء فني و کيفي سايتهاي خود بپردازند، . . . . مطبوعات اين برادر ناتني خود را حمايت کند . . . . و در نهايت براي گرفتن آگهي، ابتدا بايستي هزينه کرد . . . . تا مخاطبان سايتها افزايش يابد و بيننده ها به Banner ها توجه کنند . . . . سازمان جذب آگهي اينترنتي با داشتن رويه دقيق و روشي مستدل، صاحبان آگهي را به بهره گيري از اين مديا متمايل کند . . .
. . . . . . . .
بزودي طرح خودم را براي شروع فعاليت جدي و رسمي در زمينه تبليغات اينترنتي، در همين جا تقديم خواهم نمود.
راه بيافته . . . جا ميافته . . . نه؟
خانه تبليغات اينترنتي . . . . . .
تنها ایرادی که داشت این بود که وقتش کم بود و همه نتونستن حرفاشون رو کامل بزنن.
شما جا میندازینش. من میدونم :)
بی صبرانه منتظریم...
من هنوز دارم حرص مي خورم
و من هنوز حرص مي خورم