در اين مملکت گل و بلبل، هر وقت که موقع انتخابات ميشه، هميشه يک سري اتفاقات ويژه تر از هميشه رخ ميده. 8 سال پيش که آقاي ناطق نوري اسب خود را زين کرده بود براي رسيدن به کاخ رياست جمهوري و مهمتر از آن، اعوان و انصار هم کت شلوارهاي وزارتي و مديرکلي رو سفارش داده بودند، رقباي جوان و Up Date شده با چراغ خاموش آمدند و شد آنچه همه ميدانيم.
اکنون که در آستانه انتخاباتي ديگر هستيم و با رو شدن خيلي از نقشه هاي قبلي طرفين براي همديگر و خصوصا مردم، هر کدام از جناح ها به فکر بدعت در نحوه ارائه افکار (البته همان افکار قبلي) و بدست گرفتن ابتکار عمل در فضاسازي و هدايت فضاي عمومي جامعه به نفع خود هستند.
در اين ميان، به چند دليل جناح راست خود را فاتح ميدان ميداند . . . . فکر مي کنند اينجا هم مثل امريکا و ديگر کشورهاي پيشرفته آسياب به نوبته! و بعد از دو دوره غلبه رقيب، اينک نوبت بخت و اقبال آنها رسيده است. . . . همچنين ناکامي در کسب موفقيت مطلوب از سوي اصلاح طلبان، آنها را به راي مردم خوش گمان کرده است.
اين وسط چه کسي بناست فضاي معرکه را تغيير دهد؟ چه کسي بايد قطعيت پيروزي در انتخابات را نويد دهد؟
کيست شور و هيجان را در مردم ايجاد کند؟
ظاهرا مرتضوي دادستان تهران، کانديداي اين امر مهم هست. جناب مرتضوي، دادستاني که بين جوانها محبوبيتي ندارد، اين بار مي خواهد نقشي فعال و پشتيبان ايفا کند.
آقاي مرتضوي !
مطمئن باش که راهي که اکنون قدمهايت را در آن تند تر کرده اي، به نفع تيم رقيبت توست!
آنها هم همين را مي خواهند که به مردم بگويند اگر جناح راست به طور کامل حاکميت پيدا کند، اجازه ديدن رفقا و دوستان را در محيطي مجازي (Orkut.com) نمي دهد پس در مجيط هاي واقعي چه بر سرشان خواهد آمد!
فقط کمي تفکر کن! آيا يک درصد هم حدس نمي زني که تو را در موقعيتي قرار مي دهند تا چنين کاري کني و اين نتايج را بگيرند:
در بين همفکرانت به عنوان شخصي تندرو و مضر به کار تيمي معرفي شوي . . .
شما را کانديداي قرباني شدن در راه جذب حمايتهاي بيشتر کرده اند . . .
خودت ميدوني! اين جوونها راهي پيدا خواهند کرد که اورکات را ببينند، وبلاگ هايشان را در جاي ديگر شروع خواهند کرد و حتي باعث مي شود شور و شوق بيشتري براي نوشتن پيدا کنند!
پس فيلتر را هر چه شديد اعمال کن! غمي نيست! . . . . . . زمان راه خود را مي رود . . . آيا نامي از محاکمه کنندگان گاليله باقي مانده است؟ جز خجالت بر همکارانش؟
دیگه میخوام به این سیاست بی پدرومادر کار نداشته باشم...همون بهتر که نفهمم چون اگه بفهمم نه قانون درست وحسابی پشتمه ونه اصلا قانون درست وحسابی داریم
بسيار خوشحالم که الان ديدم persianblog رو باز کردن، معلومه که نتونستن در مقابل همبستگي جوانان در اينترنت دوام بيارند. خلاصه نمي دونن که باز بودن يا بستن اينترنت هر دوش براي بسياري از سود جويان دردسر داره. موفق باشيد.