الف) برنده بازي ايران و لبنان به احتمال خيلي زياد روشن بود و پيش بيني اينكه ايران با بازيكنان قديم و جديد و مربي خوش تيپش مي تواند از پس لبنان تازه به دوران فوتبال رسيده خيلي كار سختي نبود ولي اين موضوع از جذابيت تلويزيوني كار چيزي كم نمي كرد! آگهي هاي دور تا دور زمين را مي شد به سه دسته تقسيم كرد:
1 - آگهي كالاهاي ايراني (به فارسي يا انگليسي)
2 - آگهي كالاهايي كه هدفشان بازار ايران نبود
3 - آگهي هاي خارجي كه با هدف تماشاچيان تلويزيون ايران آگهي صفارش داده بودند
هر چند كه ميزان آگهي هاي شركتهاي ايراني از ديگر كالاها بيشتر بود و نامهايي مثل شامپو صحت يا سماور اپولون؛ فضاي استاديوم را كمي براي ما و بازيكنان ما تلطيف كرده بود و از طرفي از پتانسيل قوي شركت هاي توليدي ايراني و مشاوران تبليغاتي ايراني خبر مي داد.
ب) از ديروز يكي از دوستان نزديكم آگهي هاي راديو و تلويزيوني استان گيلان (مركز رشت) رو كنترات بسته و امكان خوبي براي من بوجود آمده براي بازار يابي و استفاده هاي مجاز براي پول درآوردن بيشترتر!
ج) مي خواهم تا چند روز ديگر فعاليت در باب آگهي هاي درون برنامه اي را افزايش دهم چون كه تاثير بسيار بيشتري نسبت آگهي مستقيم داره و كار با برنامه و جا افتاده اي هست!
اين آگهي به اين صورت هست كه در بخشي از قصه به هنگام نياز به اعلام يك موضوع در كليات مثلا خريد يك تلويزيون خوب؛ از مارك خاصي هم اسم برده مي شود كه به طور غير مستقيم تبليغ مي شود!
البته اين كار به صورت رسمي و تحت قرارداد با صدا و سيما خواهد بود نه غير رسمي و Under Table!!!!